...............
براي آنان که مفهوم پرواز را نمي فهمند، هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر مي شوي.

‏نمایش پست‌ها با برچسب عکس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عکس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

Go Vivid


این روزها با این مینی لپ تاپ دوست داشتنی توی دنیای وب گشت میزنم ، اینجا توی هندوستان سونی با تبلیغات گسترده خانم کارینا کاپور ، هنرپیشه مطرح و زیبای هندی بازار خوبی رو به دست آورده

۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

Life


Life is too short to take TOO seriously

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

زن = سیب ، مرد = شر اب




روی عکس کلیک کنید تا بزرگ بشه و بتونید معنی مرد و زن رو بخونید

۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

کاریکاتور از نوع هندی

این کاریکاتوری که میبینید امروز روی در و دیوار دانشگاه پخش شده بود ، سمت راست مردم فقیر ایالت آندرا که مدتیست تقاضای استقلال یک ایالت جدید به نام تلنگانا دارند و یه عالمه اعتراض و آشوب به پا کردند ، سمت چپ هم همون آندرایی هاست که در رفاه زندگی میکنند و به قول خودشون از دست رنج مردم فقیر زندگیه مرفه ای دارند ، از یک ماه قبل اعتراضات به اوج خودش رسید به حدی که شبها با آتش زدن اتوبوس ها و تخریب اموال عمومی خشم خودشون رو نشون دادند ، اما هنوز کار به جایی نبردند ، معلوم نیست در آینده این مشکل به کجا ختم بشه ، اما نکته ای که میشه به وضوح دید د.مک راسی هندوستانه.

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

روم به دیوار

یه روم به دیوار هم ننوشته !!! اینجا هندوستان مردم حرف و عملشون یکیه !!! ببینید

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

وبلاگ نویسی از سرکلاس دانشگاه


الان سر کلاس دانشگاه هستم ، سیستم وایرلس چند روزه فعال شده ، سرعت خوبی هم داره ، دیگه کلاسایی که استادش حوصلم رو سر میبرن میام و یه سر به اینترنت میزنم ، مثل این کلاسی که الان دارم ، استادش مثل لاکپشت درس میده ، اما امتحان از کل سیلابس هایی که معرفی شده هست ، پس بهتره که خودم از روی کتاب بخونم ، یه عالمه مباحث حفظی هم دارم ، کمتر از سه هفته ی دیگه امتحانات میان ترم اول شروع میشه ، با یه دنیا درس که روی دستم باد کردن ، باید یه فکری به حالشون بکنم ، خدا رحم کنه ...
پ.ن : عکسی رو همین الان گرفتم ، اینم کلاس درس ماست

۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

بودا

مجسمه بودا در وسط دریاچه حسین ساگار

۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه

یا امام زمان ، تولدت مبارک


به مناسبت جشن نیمه ی شعبان اومدم خونه ی یکی از دوستان و با همدیگه شله زرد پختیم و زحمت تزئیناتش هم با بنده بود ، بدون شابلون بهتر از این نمیشد نوشت، خلاصه جاتونو خالی کردم و ایشالله همگی شاد و سلامت باشید.
پ.ن: اینجا همه ی همسایه ها مذهب هندو دارند و براشون شله زرد نبردیم، در عوض به مدت یک ماه هر روز صبحانه نهار شام شله زرد در خدمت خودم هستم.

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه

ایران از دید خارجی ها


یکی از کفشهام که از ایران آوردم این کفشیه که عکسش رو می بینید. تا حالا سه نفر یکی اهل ترکیه و دومی اهل انگلستان و سومی یه هندی وقتی میفهمیدند که ایرانی هستم، میگفتند توی ایران این کفشو با این پرچم میپوشی بهت گیر نمیدن و بازداشتت نمی کنن؟!!! منم بهشون میگفتم شما از ایران چه تصوری دارید؟ فکر می کنید چه جور جایی هست ؟! وقتی جوابشون رو میشنیدم، میدیدم حق دارند بنده خداها که تا این حد نسبت به ایران بدبین باشند!

۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

عجایب هندوستان

توجه توجه :

این پست مخصوص آقایون هست، اگه روی حس کنجکاوی خوندید عواقبش پای خودتونه







یکی دیگر از عجایب هندوستان "روم به دیوار" جی. ش کردن آقایون توی خیابوناست ، گلاب به روتون به محض اینکه احساس کنن که فشار داره بهشون میاد ، وایمیسن کنار دیوار و د ِ ب ِ شا. ش ، البته حق هم دارن ، به خاطر جمعیت زیادی که دارن ، توالت عمومی جوابگوشون نیست ، در ضمن میخوان یه امر خیر هم انجام داده باشن و به گل و بوته ها آب رایگان میدن ، روزای اولی که اومده بودم ، میدونستم که اینجا این کار رواج داره و باز برام جالب بود و هروقت کسی میرفت کنار دیوار وایمیساد و پاهاشو باز میکرد دیگه صلاح نبود که نگاش کنی ، در هر صورت این هم از مواردیست که هیج جای دنیا نظیر نداره

۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

بلال داغ ِ داغ زیر بارون


فصل بلال شروع شده و قدم به قدم گاری های بلالی ها وایسادند و بلال میفروشند ، اگه بد دل نباشید و نگران دست کثیف و زغال کثیف و نمک کثیف و خلاصه همه چیز کثیف ، خیلی لذت میده زیر بارون بلال داغ بخورید ، من که روزی دو سه بار مشتریشون هستم ، قیمتش هم به پول ما میشه 140 تومن ، اونم از نوع شیریش

۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

بوق بزن تا شاخ به شاخ نشی





یکی دیگر از عجایب دیار بت پرستان و خدایان ساختگی، سیستم رانندگیشونه ، اینجا اگه بخوای دور بزنی باید بوق بزنی ، اگه بخوای مسیرتو عوض کنی باید دستتو بزاری روی بوق ؛ اگه بخوای سبقت بگیری باید بوق ممتد بزنی ، بگه کسی اومد جلوت باید بوق بزنی ، اگه خواستی دنده عقب بری باید دستتو بزاری روی بوق، خلاصه هرکاری که خواستی توی رانندگی بکنی باید دستت رو بزاری روی بوق ؛ هرچی هم صدای بوق ماشین یا موتورت گوش خراش تر باشه بهتره ، جالب اینجاست که بوق به معنی ناسزا نیست ، چیزی که توی کشورمون معنی میده ، روزای اول شاکی میشدم اما دیگه عادت کردم، اگه یه روز برگشتم به ولایت ، بنظرم یه چند بار کتک مفصل بخورم تا باز به حالت اول برگردم و دیگه بوق نزنم.

همینطور که توی عکس میبینید پشت اکثر ماشینا واژه ی لطفا بوق بزنید رو حک میکنن ، تا فراموش نکنی که بوق یکی از ارکان رانندگیه

حتما شنیدید که میگن طرف تصادف کرده و شاخ به شاخ شده ، این واژه از کشور هندوستان به زبان فارسی وارد شده ، چون اینجا گاو ها همگی شاخ دارند و توی لاین سرعت هم تردد میکنن و هر لحظه ممکنه که شاخ به شاخ بشی ، درست مثل این عکس که با یه مانور راننده ریگشا از شاخ به شاخ شدن گریخت ...

توی ایران برای تفریح به شهر بازی میرفتیم و مقادیری پول میدادیم تا با یه سری ادوات مثل ترن وحشت و کشتی فضایی و سورتمه یکم هیجانات درونی رو تخلیه کنیم ، اما اینجا هر لحظه توی خیابونا مثل اینه که به شهر بازی رفتی و سوار ترن وحشت شدی ، با این تفاوت که توی شهر بازی یه احساس امنیت جانی داری اما اینجا هیجانش خیلی بیشتره چون هیچگونه امنیت جانی هم نداری ، تاکسی ها نه در دارن نه پیکر...

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

زنان موتورسوار




ابنجا اکثر خانم ها برای کارهای روزمره و برای رفت آمد از موتور استفاده میکنن و به راحتی و بدون هیچگونه مزاحمتی به کارهاشون میرسن ، هیچ تفاوتی بین موتور سواری خانم ها و آقایون وجود نداره ، اما در کشور خودمون ، اگر خانمی بخواد توی سطح شهر با موتور تردد کنه ، مشکلات فراوونی براش پبش خواهد اومد ، از مزاحت ها بگیرید تا رانندگی دشواری که به علت توجه آقایون براش به وجود خواهد اومد... این هم یکی دیگر از تفاوت هایی که کشور ما رو متمایز میکنه از دیگر کشور های دنیا...

پ.ن : توی اون عکسی که از یه خانم موتور سوار ایرانی گرفته شده میتونید به اون آقا درون ماشینش توجه کنید که هم داره موبایل صحبت میکنه هم رانندگی و هم اینکه انگار چی دیده و سرش رو همیچن چرخونه سمت اون خانم که مهره های گردنش داره میزنه بیرون :دی


۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه

آخه الاغ ...

آخه ابنم شد تبلیغ ؟ شما بودید میرفتید مرکز اینا ؟ یه بلانسبت هم روی این تابلوی تبلیغشون ننوشتند !!! اینجا هندوستانه دیگه

۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه

تفریحات سالم

این روزا تا وقت آزاد پیدا میکنم میرم سروقت بازی بیلیارد اینترنتی ، که به صورت آنلاین با مردم دنیا میشه بازی کرد و البته هم زمان میتونی باهاشون هم صحبت کنی ...
وحشتناک اعتیاد آوره و البته مهیج

۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

باز هم عکسهایی از هندوستان





قبل از اینکه بیام هند میگفتن هند کثیفه ، اما حالا که با چشای خودم میبینم اینجور نیست، درسته جنوب شهرش به دلیل جمعیت زیاد خواهی نخواهی کثیف میشه ، اما شهرداری با استخدام نیروهای زیاد ، هر ساعت مناطق مختلف شهر رو تمیز میکنه ، اما بالا شهر واقعا تمیز و خیابونای زیبا و شهروندهایی قانون مدار و مؤدب داره و تمام برند های دنیا از هر چیز که بخواید اینجا یه شعبه داره ، از مایکروسافت ، که البته مرکز تولید نرم افزاراش توی هنده و بزرگترین صادر کننده نرم افزار و سخت افزار به دنیا هست ، تا بی ام دبلیو ، بنز ، سوزوکی ، هیوندای و برند های پوشاک هم که الا ما شالله و شما اگر میخواید به جنس اورجینال بخرید، بدون ایکه نگران تقلبی بودنش باشید به نمایندگی فروش میرید و با گرانتی خرید میکنید ، نکته ی جالبی هم که توی این مدت توی شهر دیدم اینه که همه ی ماشین ها تمیز هستن ، و شما ماشین کثیف و یا تصادف کرده نمی بینید ، هر روز ماشین هاشون رو میبرن کارواش ، ایجا افرادی هم هستن که استخدام میشن و ماشینتون رو هر روز تمیز میکنن
اما سیستم تاکسی رانی اینجا هم مجهز به تاکسی متر هست و شما اگر یه ریگشا کرایه کنید با خیال راحت هرجا که دوست دارید میتونید برید و خیالتون راحته که چون خارجی هستید کرایه اضافه ازتون نمی گیرن ، البته تاکسی های خطی هم هست که خیلی خیلی ارزونه ، همینطور تاکسی هایی که ک َ ب بهشون میگن و عمدتا از ماشین های روز دنیا و نو هستند و اونا هم مجهز به تاکسی متر هستند...

۱۳۸۸ خرداد ۳۰, شنبه

معنی پیشرفت ، اونی نیست که ما میدونیم.


وقتی یه لپ تاپ یک کیلو گرمی با یه اینترنت بی سیم که توی تمام کشور میتونی با سرعت 3.1 مگا بایت در ثانیه کار کنی ، کاربردت از ایترنت عوض میشه ، پیشرفتت دوچندان میشه و میفهمی که وقت طلا رو چطور باید قدرشو بدونی...
وقتی میبینی هرکس سرش توی لاک خودشه و با دقت به کار خودش می پردازه ، وقتی میبینی با وجود جمعیت میلیاردی تمامی اجناس ارزون و توی تمام کشور با یه قیمت ثابت چه بالا شهر چه جنوب شده پیدا میشه ، وقتی میبینی بچه ها بیخودی توی خیابونا علاف نمیگردن و همه فکر هدفشون هستند ، وقتی میبینی هیچ دختری سرخاب سفیداب نمیکنه بیاد توی خیابون، وقتی مهربونی به جای حسادت و خاله زنکی و غیبت میشینه ، وقتی کشورت با تمام دنیا رابطه دوستانه داره و راحت میتونی سفر کنی و همه دنیا رو ببینی ، وقتی بانک ها سود کم می دن و هر شهروند دارای یه کریدیت کارت بین المللی هست ، وقتی ، وقتی ، وقتی ...
احساس آرامش میکنی

۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

تفاوت ها

این دوتا کودک همسایه های من هستند ، که با هم تازه آشنا شدیم ، امروز داشتم برنج پاک میکردم که این دختر کوچولو اومد کنار دستم نشست و کمکم کرد ، من که زبونشون رو نمی فهمم ، اونا هم همینطور اما با ایما و اشاره با هم حرف میزنیم.
هر روز تاسف میخورم ما ایرانی ها هیچی از مردم هندوستان کم نداریم هیچ بلکه خیلی هم از هر لحاظی بگید سریم ، اینا هیچ دغدغه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ؛ اجتماعی و صد البته سیاسی ندارند ...

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

انتخاب ؟!! یعنی چی ؟!!




دیروز جمعه رفتم کنسولگری ایران و رای دادم ، خیلی شلوغ نبود اما اکثر ایرانی ها جمع شده بودن، حتی اینجا هم تبلیغات میرحسین روی در و دیوارا زده بودند ، امروز توی خیابون از یه هندی داشتم آدرس می پرسیدم ، گفت میدونی کی پرزیدنتتون شد ؟ گفتم نه ، گفت احمدی ...
پ.ن : مبلغ 300 روپیه ، برابر با 6000 تومان کرایه تاکسی دادم تا به کنسولگری برسم و رای بدم ، حالا توی این شهر غربت ، خدا خوشش میاد هم جیبمون بسوزه ... ؟