...............
براي آنان که مفهوم پرواز را نمي فهمند، هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر مي شوي.

پنجشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹

نامه ای به برادرزاده


علیرضا اینو اینجا مینویسم که بدونی چقدراز دستت شاکی هستم ...

آخه پسر این برای بار چندم که بهت میگم وقتی اینجا رو میخونی نرو همه جا جار بزن و به همه بگو چی نوشتم ، علی الخصوص به مامانی ، صاف رفتی گذاشتی کف دستش که من میخوام دندون عقلم رو بکشم ؟ نمیگی مامانی از من دوره و ناراحت و نگران میشه ، بار اول ت هم که نیست. اگه میخواستم بگم خودم میتونستم زنگ بزنم بگم که میخوام این کارو بکنم.

این دفعه رو گفتی تموم ولی اگه بخوای باز ادامه بدی مجبورم میکنی دیگه چیزی ننویسم

چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

گل بود به سبزه نیز آراسته شد

تا حالا دوتا امتحان دادم که خدا رو شکر خیلی خوب شدن ، اما از دیشب باز این دندون عقلم یاد هندوستان کرد و دردش شروع شد ، چند شب پیش رو به خاطر امتحان نخوابیدم دیشب رو به خاطر درد دندونم ، امروز صبح رفتم کلینیک ، یه چند تا عکس تکی و دسته جمعی از دندونام انداختم و بالاخره گفت باید بکنیش بندازیش دور ، نه یکی نه دو تا نه سه تا چهارتاشو ، اینا بیرون بیا نیستن ، فقط میزنن دندونای دیگتو خراب میکنن ، خلاصه بعد از مشورت ها و فکر کردن ها با وجود امتحانات میانترم تصمیم گرفتم که امروز یکیشونو که درد از خود نامردشه بکنم بندازم جلو هاپو بخوره ، یک ساعت دیگه وقت دکتر دارم و باید برم و جراحیش کنم ، هزینش هم میشه 40000 هزار تومن که فکر کنم از ایران خیلی ارزون تر باشه ، خلاصه ببینم امشب هم تا صبح بیدار میمونم که به قول معروف گل بود به سبزه نیز آراسته شد

دوشنبه ۹ نوامبر ۲۰۰۹

ز گهواره تا گور امتحان بده


بالاخره هفته ی میان ترم ها هم شروع شد ، امروز اولین امتحانم هست ، درس سختی نیست اما استادش ملانقطه ایه ، الان هم 3 ساعت مونده به امتحان ، که یعنی دارم مرور نهایی میکنم ، یه عالمه حفظیات داره ، سر جلسه مشخص میشه چقدرشو یادم مونده که بنویسم ، ببینم اولین تجربه ی امتحان با زبان انگلیسی چی از آب درمیاد، همونجور که میدونید من روزای امتحان دست به وبلاگ نوشتن و وبلاگ خوندنم خوب میشه ، شاید دلیلش اینه که کل روز رو توی خونه میمونم تا درس بخونم و این تنها تفریح و یه جورایی فرار از درس خوندنه.
هر کسی یه طالع ی داره ، (درست نوشتم ؟) توی طالع من هم اومده که ز گهواره تا گور دانش بجوی