یه مدته که پیاده روی رو به ماشین سواری ترجیح میدم, مخصوصا وقتی که موسیقی هم گوش میدم , دیگه مسافت برام معنی نمیده , تا حالا شده وقتی توی پیاده رو راه میری به چهره ی راننده ها توجه کنی ؟ یکی عجله داره که برسه , یکی دو دستی فرمونو چسبیده که تصادف نکنه , یکی داره ذاغ سیاه ملتو چوب میزنه , یکی داره با کناریش بحث میکنه , یکی هم غرق فکره , راستی فکر , چیزیه که همه ما درگیرشیم حالا یکم بالا و پایین داره , توی برسی هایی که کردم حداقل نصف ی از جوونا علاقه دارن مهاجرت کنن یه سری با انگیزه و علت و یه سری همینجوری و سر سری , دسته دوم که هیچ , اما باز دسته اول قابل تعمق و برسیه , اونا هم هرکدوم دنبال یه موضوعی هستن , که مهمترینش رسیدن با آرامش ٍ اعصاب و امنیت ٍ خاطر ! راستی امنیت ! دیروز به طور رسمی اعلام شد که حادثه حسینیه سیدالشهدا بمب گذاری نبوده , حالا این انفجار چی بوده و از کجا پیش اومده و هزار تا سوال دیگه ؛ که ... چی میگن , حافظه انسان خیلی ضعیفه , این هم همچون آن و آنها نیز بگذرد؛ تا حالا به این فکر کردی چرا به فرودگاه نمیگن پروازگاه ؟ یا به پایانه مسافربری نمیگن آغازگاه ؟ یا به دانشگاه نمیگن ... بی خیال ؛ هر دم از این باغ بری میرسد , تازه تر از تازه تری میرسد